اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
بادا! چو رسی به زلف مشک افشانش
در گوش بگوی این سخن پنهانش
کان شیفته را کز تو فلک دور افکند
یاد تو همی کرد برآمد جانش