اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
چون دید دلم عارض شهر آرایش
سر بر پایش نهاد از سودایش
دانی که چرا فتاد زلفش در پای
تا بردارد سر دلم از پایش