اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الباب التاسع: فی السفر و الوداع
من در غم عشقت غم عالم نخورم
بر کتف کتم باز فلک غم نخورم (؟)
دل از تو چنان چاشنی غم بگرفت
گر زهر بود غم خورم و غم نخورم