اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
زین سان که تُوی دیده به خاک آکنده
دشوار توان کرد تو را بیننده
بیدار شود خفته به یک بانگ ولیک
مرده نشود به هیچ بانگی زنده