اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
به بین نشود کس به تکبّر کردن
نتوان به تکلّف شبه را دُر کردن
از برف توان کوزه برآورد ولی
حسرت خورد آن کس به گِه پُر کردن