اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
آن یار که منزلگه او قلب آمد
مردانه بدیدمش که در قلب آمد
پنداشتمش که هست چون زر بعیار
چون بر محک دل زدمش قلب آمد