شمارهٔ ۲۳۱ - الخوف
اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: دیوان رباعیات
دم با که زنم کنون که همدم بنماند
دل ریش شد و امید مرهم بنماند
من خوش به امید وصل او می بودم
اکنون به چه خوش شوم که آن هم بنماند
اوحدالدین کرمانی
از مجموعه: دیوان رباعیات
دم با که زنم کنون که همدم بنماند
دل ریش شد و امید مرهم بنماند
من خوش به امید وصل او می بودم
اکنون به چه خوش شوم که آن هم بنماند