کمال خجندی
از مجموعه: مقطعات
نشسته بر دم حمام دیدم آن مه را
به گلرخان دگر گفتمش ز بعد سلام
اگر تو آدمیای اعتقاد من این است
که دیگران همه نقشند بر در حمام