عطار نیشابوری
از مجموعه: باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
چون نیست سری این غم بیپایان را
وقت است که فرش درنوردم جان را
ای جانِ به لب آمده ازتن بگسل
انگار ندیدی منِ سرگردان را