عطار نیشابوری
از مجموعه: باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
دردا که دلم واقف آن راز نشد
جان نیز دمی محرمِ دمساز نشد
چه غصّه بود ورای آن در دو جهان
کاین چشم فراز گشت و آن باز نشد