عطار نیشابوری
از مجموعه: باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
ای دایرهٔ حکم تو سرگردانی
وی بادیهٔ قضای تو حیرانی
دست آلاید به خون من چون تو کسی
آخر تو توئی و من منم، میدانی