شمارهٔ ۸۵ - به شاهد لغت شنگینه، به معنی چوبی که گاو (بدان) رانند
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شنگینه بر مدار تو از چاکر
تا راست ماند او چو ترازو
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شنگینه بر مدار تو از چاکر
تا راست ماند او چو ترازو