شمارهٔ ۷۸ - به شاهد لغت داشن، بمعنی عطا، داشاد
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
چکنم که سفیه را به نکوی
نتوان نرم کردن از داشن
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
چکنم که سفیه را به نکوی
نتوان نرم کردن از داشن