شمارهٔ ۱۰ - به شاهد لغت رت، بمعنی تهی و برهنه
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
فرمان کن و آهک کن و زرنیخ براندای
بر روی و برون آر همه رویت رارت
لبیبی
از مجموعه: ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
فرمان کن و آهک کن و زرنیخ براندای
بر روی و برون آر همه رویت رارت