مهستی گنجوی
از مجموعه: رباعیات «نسخهٔ دوم»
در رهگذری فتاده دیدم مستش
در پاش فتادم و گرفتم دستش
امروزش از آن هیچ نمی آید یاد
یعنی خبرم نیست، ولیکن هستش