یغمای جندقی
از مجموعه: رباعیات
بر خون من آن ترک شکرلب گذرد
و افکنده به پا زلف معقرب گذرد
گفتم دیه ده، چو ریختی خونم، گفت
من کشته خونی که بر او شب گذرد