ادیب الممالک فراهانی
از مجموعه: فرهنگ پارسی
کوته «برِف» چو «لارژ» فراخ، «اِتروا»ست تَنگ
«امپرسمان» شتاب و «آپاتی» بود درنگ
«سوردیته» شد کری و گری «تینیو» آمده
بیدست «اسیترپی» باشد «بوات» لنگ
«کاستر» سگابی است و «کُشُن» خوک و سگ «شین»
ضیغم «لیون» بود «لئوپار» است خود پلنگ
روبه «رنار» باشد و بوزینه «سنژ» دان
شد اژدها «دراگن» و «بَلِن» بود نهنگ
بلبل بود «رُسینُل» و کرکس «وُتور» دان
باشد حمامه «پیژُن» و آمد «گرو» کلنگ
«اوتارد» هست هوبره و «پی» بود کلاغ
«تنای» گاز و تیز «اگوسر»، شمار چنگ
«اف» تخم مرغ و «پوله» بود جوجه «کک» خروس
شد «کایو» سنگریزه «پیر» آمده است سنگ
ارزق «بلو» سفید «بلان» رنگ سبز «ور»
روشن همی «کلر» بود و «کولر» است رنگ
شیطان «ساتان» و «فارفاد» جن «هومن» آدمی
«سوکر» است قند و چای «ته» باشد «حشیش» بنگ
«مِشان» بد و کثیف «ویلن» شد «گرا» سطبر
خوشگل «ژلی» شمار و «بِل» و «بو» بوَد قشنگ