اسیر شهرستانی
از مجموعه: غزلیات ناتمام
دل افسرده هر خام جوش ما نمیداند
کسی تا می ننوشد نشئه صهبا نمیداند
زبان جور او را هیچ کس چون من نمیفهمد
بدآموز تمنا قدر استغنا نمیداند