اسیر شهرستانی
از مجموعه: غزلیات ناتمام
منزل آوارگی شأن نشان ما نداشت
ذره تا خورشید مغز استخوان ما نداشت
تا ستون می ساخت بازوی تپیدن می شکست
نا توانیهای دل زور کمان ما نداشت