نجمالدین رازی
از مجموعه: سایر اشعار
بیدار شودلا که در این روزگار دون
خفته دلند و دیدهٔ بیدار مانده نیست
اندر سرای دنیی فانی عزیز من
بسیار دل مبند که بسیار مانده نیست.